ღღبر باد رفته...ღღ
چاره عشق؟؟؟؟...
روزی از پی کاری گذرم به بیابانی افتاد. به سنگی رسیدم و نوشته ای را روی آن دیدم . متن نوشته این بود:
<<اگر کسی عاشق شود چه باید بکند؟>>
در زیر سوال نوشتم:
((باید صبر کند تا خواست خدا چه باشد.))
بر حسب اتفاق بار دیگر گذرم به آن بیابان افتاد و سنگ را دیدم. در زیر نوشته باز سوال شده بود:
<<اگر طاقت صبر نباشد چه باید کرد؟>>
در جواب نوشتم:
((باید سر روی سنگ گذاشت و مرد.))
بعد از مدتی دوباره خاطر آن سنگ از ذهنم گذر کرد. به سراغ آن بیابان رفتم و سنگ را دیدم که جوانی به آن تکیه کرده و به یک خواب طولانی و ابدی فرو رفته است.

|+| نوشته شده توسط m.f در و ساعت 6:38 قبل از ظهر |


