تبليغاتX
ღღبر باد رفته...ღღ

doniayvarooneh

m.f

doniayvarooneh

http://doniayvarooneh.blogfa.com

ღღبر باد رفته...ღღ

ღღبر باد رفته...ღღ -

ღღبر باد رفته...ღღ

تقديم به كسي كه با تمام وجود بعد از خداوند يگانه ستايشش ميكنم و دوستش دارم

M . F

ღღبر باد رفته...ღღ

ღღبر باد رفته...ღღ

عشق پريد بين بوته ي گلي پنهان شد. ديوانگي فرياد زد دارم

 

 ميام  اولين كسي كه پيدا كرد تنبلي بود چون تنبلي

 

 

تنبلي اش اومده بود تا جايي پنهان شود و لطافت كه به شاخ

 

 ماه آويزان شده بود . هوس مركز زمين _دروغ ته دريا

 

 

_يكي يكي همه رو پيدا كرد غير از عشق. او از يافتن عشق خسته

 

 و نا اميد شده بود . حسادت در گوشش زمزمه

 

 

كرد: تو بايد عشق رو پيدا كني او پشت بوته ي گل رز است.

 

ديوانگي شاخه ي چنگك مانندي را برداشت و با شدت

 

 

هيجان زيادي آن را در بوته ي گل رز فرو كرد دوباره و

 

دوباره تا با صداي ناله اي

 

 

متوقف شد.... عشق از پشت

 

بوته بيرون آمد در حالي كه با دستهايش جلوي صورتش را گرفته

 

 بود و از ميان

 

انگشتانش خون بيرون مي زد .

 

شاخه به چشمان عشق فرو رفته بود!!! و نمي توانست جايي را

 

 ببيند. او كور شده

 

بود!!!

 

ديوانگي گفت: من چه كردم؟! چگونه مي توانم تو را درمان

 

 كنم؟!

 

عشق گفت تو نمي تواني مرا درمان كني اما اگر مي خواهي كمك

 

كني و برايم كاري

 

 

كني راهنمايم شو....

 

و اينگونه شد كه ار آن روز به بعد عشق كور است و ديوانگي

 

 همواره در كنار اوست

|+| نوشته شده توسط m.f در و ساعت 10:12 بعد از ظهر |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ